بانک تخصصی مقالات و جزوات دانشجویی

فروش آنلاین مقالات دانشجویی، پروپوزال، پروژه، گزارش کارآموزی و کارورزی، طرح کسب و کار، طرح توجیهی کارآفرینی ، بروشور، پاورپوئینت و...

محل لوگو

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 280
  • بازدید دیروز : 656
  • بازدید کل : 132523

مقاله8_بررسي نقوش البسه ي قاجار


مقاله8_بررسي نقوش البسه ي قاجار

فهرست مطالب

مقدمه...................................................................................................................................................................................... هـ

فصل اول: نقاشي قاجار

1-1.نقاشی ایرانی.. 2

1-2. هنر دوره ی قاجاریه. 6

1-3. نقاشی قاجار7

1-3-1. نگارگری در دوره قاجار10

1-3-2. نقاشی قهوه خانه ای.. 11

1-3-3 . نقاشی پشت شیشه. 15

1-4. ويژگيهاي كلي (بصري، محتوايي) هنر دوره ي قاجار17

 

فصل دوم:پوشاک در دوره ی قاجاریه

1-2. پوشاک مردان.. 19

1-1-2. پیراهن زیر یا زیرپوش.... 19

2-1-2. پیراهن رو. 19

2-1-3. ارخالق و جليقه. 20

2-1-4. قبا يا جبّه. 20

2-1-5. كليجه. 21

2-1-6. شال كمر و كمربند. 22

2-1-7. سرداري.. 22

2-1-8. كَينَك يا كَفَنك... 23

2-1-9. عبا و شنل.. 23

2-1-10. شلوار24

2-1-11 .پوشش سر. 24

2-1-12.پوشش پا26

2-1-13. زيور آلات... 28

2-2. پوشاك نبرد. 28

2-3 .پوشاك زنان.. 29

2-3-1 .پيراهن.. 30

2-3-2 پوشاك زنان خدمتكار در زمان مظفرالدين شاه قاجار31

2-3-3 دامن.. 31

2-3-4. ارخالق يا نيم تنه. 33

2-3-5 . شلوار و تنبان يا دامن شلواري.. 34

2-3-6 .كليجه يا شاپكين.. 34

ب

2-3-7 .پوشش سر. 34

2-3-8. پوشش پا37

2-3-9. زيور آلات... 39

2-4. پارچه بافي.. 41

 

فصل سوم:تجزيه و تحليل

نقوش البسه قاجار43

3-1. طرح و نقشه ي پارچه هاي قاجار44

3-2. نقوش ایرانی در دوران قاجار45

3-3. نقوش انساني در پارچه هاي ساساني قاجار47

3-4. نقوش حيواني در پارچه هاي دو دوره ساساني و قاجار48

3-5. نقوش حيوانات اسطوره اي در پارچه هاي ساساني و قاجار49

3-6. نقوش گياهي در پارچه هاي ساساني و قاجار50

3-6-1. بته جقه. 50

3-6-3. نقوش ختايي و اسليمي.. 58

3-6-4. نقوش هندسی.. 61

نتيجه گيري.. 64

منابع و مأخذ. 65

 

 

ج


فهرست تصاوير

 

 

فصل اول: نقاشي قاجار

تصوير1-1. 9

تصوير1-2. 11

تصوير1-3. 15

تصوير1-4. 16

 

فصل سوم:تجزيه و تحليل

 

تصوير3-1. 53

تصوير3-2. 58

تصوير3-3. 59

تصوير3-4. 60

تصوير3-5. 62

د

تصوير3-6. 63


 

 

 

 

فصل اول

نقاشي قاجار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1.نقاشی ایرانی

نقاشي ايراني گذشته اي درخشان دارد و عمري طولاني. در دستان هنرمندان با سليقه و متواضعي كه خود را بيشتر صنعتگر مي دانستند تا هنرمند، از هزاره هاي سوم و چهارم قبل از ميلاد تا آغاز اسلام، شكل گرفت و بر همسايگانش تاثيري قطعي گذاشت.

اما آن نقاشي حقيقي و زيباي ايراني كه به «مينياتور» مشهور است حدوداً از نيمه ي اول قرن هفتم هجري قمري- يعني بعد از حمله مغول- بود كه آغاز شد و تا به نيمه ي اول قرن دوازدهم هجري قمري عمر كرد.

در طول اين پانصد سال، هنري ساخته و پرداخته شد كه از حيث لطف و ظرافت و معنا، در كل حوزه ي فرهنگي جهان اسلامي يگانه و بي نظير ماند و در عين ارتباط و تاثير گرفتن از جاهاي ديگر، توانست به حاصلي دست پيدا كند كه در مجموع و در كليت ايراني باشد، و همچنان ايراني بماند.

حمله ي مغولان در آغاز قرن هفتم هجري، بيش از آنكه عامل و پل اتصال و ارتباط از ياد رفته ي ايران و شرق دور باشد- كه شد- به نحوي غير مستقيم در شكل گيري نقاشي ايراني نقشي اساسي ايفا كرد. مغولان، با تصرف بغداد مركز خلافت عباسيان در 656 هجري قمري، و از ميان بردن و درهم كوبيدن اين مركزيت، مكتب نقاشي عباسي بغداد را نيز از ميان بردند و سبب ساز شدند تا هنرمندان ايراني اي كه در حوزه ي مكتب عباسي بغداد كار مي كردند و هنرهاي تصويري جهان اسلام را بنيان گذاشته بودند آزاد شوند و آرام آرام، در طول چند دهه، شيوه ي تازه اي را تجربه كنند كه از هنر چيني نيز بسيار وام گرفته بود و اما بيشتر ايراني بود تا عربي.

آغاز اين تجربه را بايد در مكتب تبريز، مقر اوليه ي ايلخانان مغول مستقر شده در ايران، جستجو كرد كه طي يك صد و پنجاه سال، ساختار عمده و اساسي نقاشي ايراني را چنان پي افكند كه تا به بعد از قرن دهم هجري قمري، تغيير بنيادي و اساسي اندكي در آن راه يافت.

نقاشي بعد از اسلام ايران، چند كار مهم را توأماً انجام داد: يكي اينكه توانست ميراث درخشان هنري و تاريخي اش را در تنظيم و نگرشي مجدد، با اصول و حدود و گستره ي آئين جديد تطبيق دهد. ديگر اينكه موفق شد تصوري چنان تازه از جهاني تمثيلي، ذهني،‌ غير عيني و ظريف و رنگارنگ پديد آورد كه نه در هنر غرب و نه در هنر شرق دور، نظيري نداشت. ديگر آنكه با بهره گيري از هنر هر دو سمت و سوي شرق و غرب و بر مبناي هنر عالي و با شكوه ساساني، كه خود تبلور ميراث هنر فاخر ايران باستان بود، مجموعه اي چنان متعالي فراهم آورد كه نه تنها خود در حدي عالي از اهميت و اعتبار قرار گرفت، بلكه تا قرن هاي متمادي هنر تمامي جهان اسلام را زير نفوذ و تاثير خود گرفت و تا به دو سمت نزديكترش، يعني هند و عثماني، چنان گسترده شد كه معنا و شيوه ي خود را- تا دو سه قرن- جايگزين شيوه هاي مرسوم هنري آنجاها كرد.[1]

نقاشي مينياتور ايراني- مختصر كنم- چند عنصر ذهني و عملي اصلي دارد؛ نخست اينكه در كنار ظاهر ظريف و محدودش، مجموعه اي از هستي معنوي و عرفاني ايرانيان پس از اسلام تا قرن دوازدهم هجري قمري را تصوير مي كند و به نحوي غير مستقيم و تمثيلي، اما به شكلي بسيار ظريف و عميق، از عهده ي اين وظيفه خطير برمي آيد.

پس هر آنچه كه- به هر بهانه اي، از فرش و سفالينه ي نقاشي شده تا كاشي و حكاكي روي فلز و نقاشي صفحات كتاب ها- خلق مي كند به نوعي، تصويرگر جستجوي انساني است در آرزوي يافتن آن كمال بي‌نقصاني كه به باغ بهشت اش وعده داده اند.

ديگر اينكه با فروتني و حوصله ي تمام، همه ي محدوديت هاي از پيش تعيين شده اش را مي شناسد و مي‌پذيرد؛ از فرودستي اش نسبت به خوشنويسي تا نامقبولي اش در ذهن و سنت قانونگذاران سختگير دورانش؛ از جاي اندكي كه خوشنويس در كتاب ها برايش باقي مي گذاشت تا در همان اوراق، موضوعات انتخاب شده از جانب خوشنويس را نقاشي كند، تا مساحت مختصر و محدود صفحات زمينه ي كار، كه به ناچار از سطح كوچك قطع كتاب ها فراتر نمي رفت.

ديگر اينكه نقاش ايراني تصويرگر كتاب ها ناچار بود از موضوعاتي پيروي كند كه در كتاب هاي ادبي و تاريخي و ديوان هاي شعرا مي آمد و او بنا نداشت موضوعي را بي ارتباط با متن كتاب ها تصوير كند و تا زماني طولاني ممكن نشد كه از متن هاي ادبي جدا و مستقل شود.

از عناصر فني اصلي نقاشي ايراني، در وهله ي اول، به ظرافت هوش رباي آن بايد اشاره كرد كه گذشته از ايجاد تمركز و دقت فراوان،‌ نوعي رياضت و اخلاص خاصي را به وجود مي آورد كه حس و معناي شگفت انگيزي را – چه به هنرمند به هنگام كار، و چه به نظاره گر سرمست از شوق و اعجاب- انتقال مي دهد.

پس از آن،‌ جهان مسطح و رنگارنگ و درخشان آن را بايد تماشا كرد كه چگونه بر روي صفحه اي چنين كوچك با چنان دقت و مهارتي گسترده مي شود- كه عناصر ديگر به كنار- همين عنصر تنها مي تواند بازگوكننده ي معنا و جان هنر ظريفي باشد كه «مينياتور ايراني» معروف است.

اين جهان، تنوع گسترده اش را در كنار محدوديت هايش مي آفريند و هر محدوده اي باعث مي شود تا گريزراه ها و راه هاي تازه اي براي پرواز، جستجو و يافته شود، و مي بينيم كه چطور چارچوبه هاي جدول كشي شده ي حاشيه ي نقاشي ها، مانع از اين نمي شوند كه ابرها و درخت ها و كوه ها از گوشه و كنار نقاشي ها تا به بيرون چارچوب گسترده شوند و منع و نهي از بعدبخشي و برجسته نمايي و شبيه كشي و واقع گرايي، نقاش را به فراخناي تازه اي رهنمون مي شود كه جهاني تمثيلي، انتزاعي، خيالي، ذهني و غريب از آن رشد مي كند و منتشر مي شود.

در پی زوال صفویان و پایان دوران نادر بود که استادان مهم عصر زند و قاجار کسانی نظیر آقا صادق و علی اشرف و آقا نجف و میرزا بابا و مهر علی و عبدالله، میراث پراکنده و نامنظم ما قبل خود را در نهایت سعی، دوباره تنظیم کردند و شکل دادند و سبکی مشخص و قطعی از آن پدید آوردند که با تحولی مختصر، تا به نیمه ی قرن سیزدهم کارایی و لطف خود را حفظ کرد.

این گروه، با گرد آمدن در کارگاه هنری نگارستان که با حمایت و تشویق فتحعلی شاه قاجار بنیاد شده بود، سبک رسمی نقاشی نیمه ی اول قرن سیزدهم را به حد کمال رساندند و نقاشی های رنگ و روغنی بزرگ را، با موضوعات بزم و رزم و جلوس و تک چهره های شاهان و شاهزادگان و امرا و زنان و رقاصه ها و موضوعات حماسی و مذهبی، سفارش گرفتند و به انجام رساندند.

هنرمند بزرگ آغاز نیمه ی دوم قرن سیزدهم، ابوالحسن غفاری صنیع الملک بود که با سفری به ایتالیا، تأثیر و نفوذ بیشتری از نقاشی واقع گرا و عینی اروپا گرفت و چه از حیث انتخاب موضوع ها و چه از حیث مهارت مساوی اش در اجرای نقاشی آبرنگ و رنگ و روغن، نسل جدیدی از پیروان مکتبش را پرورش داد و با گذشت چند دهه، نقاشان واقع گرای تمام و کمالی چون مصور الملک و آقامیرزای موسوی و کمال الملک و ابوتراب غفاری سنت نقاشی دوره ی ناصری را به نقاشی تمام عیار اروپایی تبدیل کرد.

آقالطفعلی صورتگر نقاش صاحب سبک سده ی سیزدهم ه.ش شیراز در دوره ی قاجار است که به دیده گل و بوته سازی تبحر و شیوه ی خاص خود را داشت. او با خلق مرقع ها و جلدهای قرآن و قلمدان و تابلوهای زیبا و به ویژه گل و بوته های بی نظیر و نیز تابلوهای مربوط به داستان های شاهنامه فردوسی شیوه خاص از نگارگری ایران زمین را به نام خود ثبت کرده است.

اغلب نقاشی های باغ نارنجستان قوام از ساختمانهای دوره ی قاجار در شیراز توسط لطفعلی خان صورتگر انجام گرفته است. آثار ارزشمند او هم اکنون زینت بخش خانه ها و موزه های ایران و جهان است.

همچنین آقا لطفعلی شیرازی هنرمند نمونه ی زمانه اش بود و از نقاشان مستقل به شمار می آمد. کارگاهی داشت (در منزلش به احتمال زیاد) که سفارش جلد کتاب و قلمدان و قاب آیینه می گرفت و نام بعضی از سفارش دهندگان را پای آثارش ذکر کرده است:

از ناصرالدین شاه قاجار تا معیر الممالک و نقیب الاشراف آقا میرزا محمود و دیگران. در کنار سفارش ها و قطعاً برای دل خودش، نقاشی های آبرنگ از گل های و پرندگان و صورت هایی از زن ها و مردان ایرانی و فرنگی می ساخت که با مهارت و لطافت بسیار از کار در می آمدند. از حیث موضوع و وسیله، یعنی نقاشی جلدهای روغنی و گل و پرنده ها و فرنگی سازی ها کارش امتیازی بر کار هنرمندان دیگر زمانه اش یعنی بر کار کسانی چون صنیع الملک در چهره سازی، آقا نجف و علی اشرف و محمد هادی در گل ها و پرنده ها و محمود خان ملک الشعرا در منظره سازی نداشت.

اما در نقاشی های شاهنامه ی معروف به داوری نمونه های ماندگاری از حاصل عمرش را باقی گذاشت که با دیگران اندک تفاوتی داشت و از شیوه ای خاص خبر می داد.

مکتب کمال الملک و شاگردان مقلدش هم چند دهه بیشتر نپائید و مدرنیسم غربی، سیل آسا همه پرچین ها و دیوارها و سدها را در هم شکست و سرازیر شد چنین شد که عمر نقاشی مکتب زند و قاجار با انتهای عصر ناصرالدین شاه قاجار به پایان رسید و از آن مختصر ردپای فاخر و عمیق و اصیلی که از نقاشی های عالی و شگفت انگیز اعصار و قرون گذشته در کنار نقاشان مهم و معتبر این دوران دیده می شد، دیگر چیزی باقی نماند.

تازه و مبهم می رفت جدا شد. کمی غلتید، ایستاد و فراموش شد. اما شاهنامه ی مصور و خطی داوری، همراه با نقاشی های ظریف و زیبای آقالطفعلی شیرازی، همچنان به صورت نمونه ای زیبا و دلپذیر باقی ماند.[2]

 

1-2. هنر دوره ی قاجاریه

بدون تردید دوره ی قاجار یکی از مقاطع مهم سیاسی- اجتماعی و طبیعتاً فرهنگی و هنری ایران است تاثیرات صریح فرهنگ غرب به صورت محسوس یا نامحسوس و نزدیکی این دوره با عصر حاضر، تأثیرات این دوره را با شرایط فرهنگی- هنری کشور که اکنون در آن قرار دارد اجتناب ناپذیر می سازد.

هنر در دوره ی قاجار آگاهانه از هنر دوره ی صفوی تأثیر پذیرفت ضمن اینکه کهن گرایی و ارزشهای باستانی مورد توجه قرار گرفت هر چند در گرایش به سنت که اغلب با بی دقتی انجام می شد. میزانی از تخیل و تنوع دیده می شود. بنابراین در یک جمع بندی در مورد هنر قاجار می توان گفت که این هنر سه ویژگی دارد:

فقدان ارتباط قطعی با تمدن کهن اسلامی، تاثیرات و ورود عناصر غربی و وابستگی به آن و حضور عناصر مردمی و عامیانه

با این حال باید افزود اگر چه هنر دوره ی قاجار از نظر کیفیت نوعی تنزل را در خود برمی تابد و از نظر عظمت و شکوه قابل مقایسه با هنر دوره های ماقبل خود نیست اما در مجموع هویت و ویژگی مستقلی دارد.

در این دوره، هنر سنتی در مقابل جلوه های متنوع هنر غربی که سطحی دریافت می شد عقب نشینی کرد. هر چند مسئله همه واقعیت نبود، زیرا کوشش هم زمان و در عین حال متناقض بازگشت به سنت های درباری و پیروزی از دستاوردهای غربی جلوه های خود را در هنر نشان داد.

 

نتیجه ی این کوشش، نه بازگشت جدی، صحیح و مستقل به قالبهای سنتی و نه دریافت درست و کامل دستاوردهای آکادمیک غربی بود، بلکه تجلی آن به صورت التقاطی سطحی و عامیانه در آثار هنری رخ نمود.

نتیجه نیز توده ای از تولیدات هنری متناقض بود. همچنین نوعی کوشش عامیانه برای نوع آوری، غلبه ی رنگ های خانواده ی قرمز، بهره گیری از زیر ساختهای سنتی به صورت سطحی و جایگزین کردن عناصر طبیعی به جای آنها تاثیر از فضای تجملی و ملموس عادی به کارگیری آنها در تزیین بناهای مذهبی نیز در آثار هنر دوره قاجار به چشم می خورد.[3]

 

1-3. نقاشی قاجار

نقاشی دوره قاجار ترکیبی از نقاشی کلاسیک اروپا، دیوارنگارهای دوره صفویه است.

به طوری که از آغاز تا پایان آن به تدریج نفوذ مایه های ایرانی کم شده و در پایان این دوره هنرمندان نقاش به کپی برداری از آثار استادان رنسانس مشغول می شدند. در سالهای آخر سلطنت فتحعلی شاه، محمدعلی شاه، محمدعلی نقاش را برای مطالعه نقاشی اروپا به ایتالیا فرستاد که ابوالحسن غفاری از شاگردان وی بود. در زمان ناصرالدین شاه نیز علاوه بر حمایت از نقاشان و نگارگران، تعدادی از نقاشان به پاریس فرستاده شدند که میرزا علی اکبرخان نقاشباشی، مزین الدوله، و مشاور الممالک محمودی و مؤید الدوله گرانمایه از آن جمله اند.

علاوه بر نقاشی به شیوه غربی، تصویرگری در دوره قاجار بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. هر چند این توجه در مقابل عنایت به نقاشی های قطع بزرگ، تکنیک رنگ و روغن کمرنگ جلوه می کرد. در این تصاویر بزرگ، دامن لباسها، فرشها و پشتیها با گلهای ریز مروارید و حاشیه های گوناگون تزیین می شدند.

در نقاشی قاجار چهره های انسان ها کاملا سه بعدی نیست، بلکه با کمی سایه روشن حرکت به سمت سه بعدی را آغاز کرده اند زیرا دید ذهنی نگارگران گذشته تا حدودی در این تصاویر حفظ شده است، به طوری که اغلب چهره ها شبیه به هم اجرا شده اند، در این نقاشی ها همواره زنان با چهره سه رخ بیضی، موهای بلند و مواج با بته جقه و تزیینات مروارید، چشمان درشت و خمار، ابروهای کمانی و اغلب به هم پیوسته، دستهای ظریف حنا بسته، کمر باریک و پایین تنه بزرگ به تصویر کشیده شده اند.

چهره های مردان نیز، همچون زنان با چشمان درشت، ابروهای کمانی و پیوسته، ریش بلند، موهای کوتاه و کلاه قاجار به تصویر در آمده اند.

از نیمه اول قرن سیزدهم، شروع سلطنت فتحعلی شاه، گرایش نقاشان به مظاهر نقاشی غربی خصوصاً شبیه سازی از شکل تفننی، تقلیدی، ناپایدار و از روی سلایق شخصی به قاعده و اصولی تقریباً عُرفی و بعد قاعده مند حرکت کرد. به طوری که حاصل این گرایش، تنزل تفکر و اندیشه مستقل هنرمند ایرانی و ترویج نوعی نقاشی درباری براساس شبیه سازی خشک و تصنعی پادشاهان و درباریان بود.

در دوره فتحعلی شاه تزیینات بسیار مورد توجه بود، اما در دوره محمدشاه این توجه به تزیین بسیار کاهش یافت و به حواشی تزیینی اندک در لباس و فرش پشتیها بسنده شد. رنگ ها در نقاشیهای دوره فتحعلی شاه شفاف و با دقت در مرزهای مشخص از هم تفکیک می گردیدند. در صورتی که رنگهای نقاشی های دوره محمدشاه آزادتر، در آمیخته تر و کدرتر به کار گرفته می شد و تعداد شخصیتها در این آثار بیشتر بود.

از هنرمندان دوره قاجار می توان به محمودخان ملک الشعراء معروف به شریف، میرزاابوالحسن خان صنیع الملک، محمدعلی اصفهانی، ابوالحسن نقاشباشی و محمد غفاری ملقب به کمال الملک اشاره کرد.[4]

کمال الملک تحصیلات خود را در نقاشی و زبان فرانسه در مدرسه دارالفنون به انجام رساند و ناصرالدین شاه پس از پی بردن به استعداد او، وی را در دربار فرا خواند. کمال الملک تا کشته شدن ناصر الدین شاه تحت الحمایه او بوده، اما پس از ترور ناصرالدين شاه به اروپا رفت و پنج سال در آنجا به كپي برداري از روي آثار هنرمندان كلاسيك آن سرزمين پرداخت.

پس از بازگشت، به وطن، دوباره به مدت دو سال به عراق رفت. سپس در مراجعع به ايران با سعي و تلاش خود و حمايت عده اي ديگر، مدرسه «صنايع مستظرفه» را تاسيس كرد. با روي كار آمدن رضاخان و برخي از مخالفتهاي كمال الملك با وي و اطرافيانش بودجه مدرسه قطع شد و كمال الملك در سال 1306 ه.ق مجبور به استعفا شد. وي يك سال بعد، در 1307 ه.ق به حسن آباد نيشابور تبعيد شد و به سال 1319 ه.ق درگذشت.

در زمان کمال الملک که می توان گفت از آخرین چهره های انکارناپذیر هنر اواخر دوره قاجار بود، نفوذ هنر اروپایی به آخرین مرحله خود و حذف تقریبی نقاشی سنتی ایران رسید. بیشتر هنرمندان این دوره حتی تا مدتها پس از مرگ او تحت تأثیر این هنرمند قرار داشتند. با مرگ کمال الملک آخرین بقایای ذوق ایرانی و ویژگیهای بومی هنر دوره قاجار از تابلوهای نقاشی حذف شد و کپی برداری از آثار هنرمندان قرن پانزدهم و شانزدهم و رنسانس به عنوان یک اصل مورد پذیرش قرار گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير1-1

1-3-1. نگارگری در دوره قاجار

آغاز سبک نگارگری قاجار را باید در دوران افشاریه و زندیه جستجو کرد، زیرا اصولاً هنر نگارگری در سیر تداوم خود در دوره قاجار به اوج تغییرات خود رسید. به طوری که بسیاری از نمونه آثار اجرا شده در دوره افشار و زند را به دوره قاجار منسوب می کنند.

در دوره قاجار، اجرای آثاری با مضامین گل و پیکره های خیالی و نگاره های شخصیتهای مذهبی و دینی، حکایت از نوعی تداوم در هنر نگارگری کهن داشت و تعدادی از نسخه های خطی مذهب و مصور، به ویژه شاهنامه با نقاشی هایی از قهرمانان آرمانی آن نشان از وجود پایگاه خاصی از سنت های کهن نگارگری در ذهن هنرمندان داشت.

با وارد کردن قواعد پرسپیکتیو، حجم پردازی و سایر ویژگیهای نقاشی اروپایی که «فرنگی سازی» نامیده می شد. و دوران صفویه و محمد زمان آغاز شده بود ت دوره قاجار فضای دستی و انتزاعی نقاشی ایرانی به کناری نهاده شد.

در دوران زندیه، نقاشی های رنگ و روغن روی بوم و توجه به سایه روشن و پرسپکتیو، بیش از صفویه مورد توجه قرار گرفت.

این روند توجه به ویژگیهای نقاشی اروپایی در پایان دوره قاجار به شدت افزایش یافت. فقط بخشی از دید ذهنی نگارگران گذشته، شباهت تمام چهره ها به هم و بی اعتنایی به مخاطب در صورت ها باقی ماند.

کتاب هزار و یک شب در شش مجلد رحلی بزرگ که در زمان ناصرالدین شاه کتابت و به وسیله صنیع الملک مصور شد با 1134 نقاشی یکی از بزرگترین کتاب های مصور شده این دوران است که نقاشی های آن با تلفیقی از خصوصیات نگارگری ایرانی و نقاشی اروپا اجرا شده اند و آثار آن بیشتر ویژگیهای ایرانی دارند.

کتابهای دیگری که در دوره قاجار تصویرسازی شده اند همچون دیوان شعاعی و حتی شاهنامه کتابت شده محمد داوری و شاهنامه های دیگر، همگی با حفظ موضوع و برخی از اصالتهای بومی و ایرانی به شیوه کلاسیک غربی اجرا شده اند.

با ورود صنعت چاپ در كشور، راه اندازي چاپخانه تبريز به وسيله عباس ميرزا و سپس چند چاپخانه سنگيي در تهران، تغييرات عمده و دوران ركودي در تصويرسازي كتاب ايجاد شد. رواج كتابهاي چاپ سنگي در نسخه هاي متعدد، جايگزين كتابت نسخه هاي گوناگون به صورت دستي گرديد.

چاپ سنگي كتابها، تصويرسازي را به شيوه اي ساده، با تعدد رنگ، جزئيات كمتر و سطوح خاكستري با ارزشهاي متنوع براي رسيدن به طبيعت عيني هدايت كرد.

همچنين از ابتداي ورود صنعت چاپ در دوره قاجار تا پايان اين دوره، تصاوير چاپ سنگي حركتي از ذهن گرايي به واقع گرايي داشت. تحولات سريع، جاذبه اي خوب براي نقاشان برجسته بود و توليد آثار تصويرسازي در تعداد زياد مورد توجه قرار گرفت. [5]

 

 

 

 

 

 

تصوير1-2

 

1-3-2. نقاشی قهوه خانه ای

تاريخ نقاشي قهوه خانه اي را برخي به زمان شاه سليمان صفوي و بعضي آن را به زمان شاه طهماسب صفوي نسبت مي دهند همانطور كه انقلاب هاي سياسي از لايه هاي پايين و متوسط جامعه تولد مي يابند مانند انقلاب هاي كارگري و مذهبي كه بر روابط فرموليزه شده و استكباري قيام مي كنند. نقاشي قهوه خانه‌اي نيز از لايه هاي پايين و كارگري جامعه بدون هيچ گونه مكتب و هنرستان خاصي و بدون هيچ گونه استفاده از قانون هاي ثابت و سنتي و تماس با غرب و هنر غربي پا به عرصه ظهور گذاشت و خود بنيانگذار و صاحب سبك گرديد.

اين نقاشي بر عليه خودفروشي هنر دست به قيام زد و انقلابي به وجود آورد و از كاخ ها و كوشك هاي درباري بيرون جست و در دل مردم كوچه و بازار جاي گرفت و به اين دليل آن را نقاشي قهوه خانه اي نام گذاردند كه قهوه خانه ها مركز تبادل اطلاعات و اخبار و شايعات سياسي و اجتماعي و مكاني امن براي بازگو كردن درد و رنج مردم و داستان هاي مردمي بود كه سينه به سينه مي چرخيد و محل خريد و فروش انواع متاع و كالاها و محل كاريابي، نقاشي قهوه خانه اي در مكاني تولد يافت كه مربع چهار ضلعي را تشكيل مي‌داد كه يك ضلع آن مردم و يك ضلع ديگر آن قهوه خانه بود كه هيچ گونه فاصله طبقاتي در آن نبود و دو ضلع ديگرش را يكي نقال كه موضوع پرده هاي به تصوير كشيده شده را نقل مي كرد و ضلع چهارمش را نقاشان قهوه خانه اي كه براساس داستان شاهنامه نقال و يا واقعه كربلا را كه نقاش قهوه خانه آن را بر تابلو و بر بوم مي كشيد.

 

[1] - غضبانپور جاسم، آقا لطفعلي صورتگر شيرازي، سازان ميراث فرهنگي كشور، مترجم: فيروز مهاجر، ص 23

[2] غضبانپور جاسم، آقا لطفعلي صورتگر شيرازي، مترجم فيروز مهاجر، انتشارات سازمان ميراث فرهنگي كشور ،‌ تهران1376، ص 32، 30، 29، 27

[3] - گودرزي مرتضي(ديباج)، تاريخ نقاشي ايران از آغاز تا عصر حاضر، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها، تهران 1384، ص 67

[4] - همان كتاب ص 70، 71، 69، 68

[5] - گودرزی مرتضی (دیباج) ، تاریخ نقاشی ایران از آغاز تا عصر حاضر، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها، تهران1384، ص 68 تا 86


مبلغ قابل پرداخت 7,000 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

  انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۶               تعداد بازدید : 141

قم - دانشگاه آزاد

توجه: چنانچه هرگونه مشكلي در دانلود فايل هاي خريداري شده و يا هرگونه سوالي داشتيد لطفا ازطريق شماره تلفن (9224344837)و ايميل اعلام شده ارتباط برقرار نماييد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما